اخبار برگزیده

1398/10/14 شنبه مصطفي جعفري خوش درخشيد؛ در اختتاميه بيست و دومين جشنواره بين المللي قصه گويي مصطفي جعفري در بخش منتخبين رييس جشنواره بين المللي قصه گويي مقام دوم را كسب كرد.

به گزارش روابط عمومي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان اصفهان، مصطفي جعفري در اختتاميه بيست و دومين جشنواره بين المللي قصه گويي، مقام دوم را کرد.

 

 مراسم اختتاميه بيست و دومين جشنواره بين المللي قصه گويي از 26 الي 30 آذر در مركز آفرينش هاي فرهنگي هنري كانون در تهران با حضور چهره هاي فرهنگي و شاخص كشور برگزار شد. از ميان شركت كنندگان، 14 قصه گو به مرحله پاياني راه يافتند كه در نهايت، برترين ها، در مراسم اختتاميه جشنواره، در روز 30 آذر معرفي شدند. 

مصطفي جعفري، مسئول كتابخانه شهداي روستاي تيرانچي شهرستان خميني شهر؛ با قصه "آلن كوچولو و جعبه ابزار" موفق به كسب مقام دوم در بخش منتخبين رييس جشنواره بين المللي قصه گويي شد. 

مصطفي جعفري درباره توجه به نياز مخاطب در انتخاب و روايت قصه خود گفت:  قصه «آلن كوچولو و جعبه ابزار» در پاسخ به چند نياز ساخته شده است. اول پرداخت قصه براي پسران. متأسفانه كتابخواني و كلا مشاركت فرهنگي در پسر بچه‌ها نه تنها در ايران كه كل جهان كمتر شده است. نياز بعدي نگاه كودكان به ديگري و توجه به بحران جهاني مهاجرت بود و البته ضرب‌المثل‌هايي مانند: فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه يا هر چيز كه خار آيد روزي به كار آيد در قصه من به صورت نامحسوس و غير مستقيم القا و تداعي مي‌شود كه همه جزء نيازهاي روز آموزشي است.

استفاده از خلاقيت در قصه گويي از دغدغه هاي مصطفي جعفري است 
وي در اين باره توضيح داد : »
قصه‌گويي خلاق همواره دغدغه من بوده است. هرگز در زندگي از تكرار، استقبال نكرده‌ام. زمانه جديد، حرف جديد در ظرف جديد مي‌خواهد. اين به معناي ناديده گرفتن ميراث گذشتگان نيست بلكه از قضا پيروي صحيح از اصالت‌هاست. از زمان شمن‌ها تا نقال‌ها و پرده‌خوان‌ها، قصه‌گويي با خلاقيت قصه‌گويان به حيات خود ادامه داده است و اصل خلاقيت براي ايجاد جذابيت است. اگر كار خلاقه‌اي انجام شود كه مانع ارتباط با مخاطب باشد صحيح نيست. براي من خلاقيت يك ضرورت است. به قصه‌اي فكر نمي‌كنم مگر اينكه در فرم و شكل ارائه و محتواي قصه، نوآوري داشته باشم».

 وي هم چنين ارتباط مخاطب با قصه گو را ضروري مي داند و عقيده دارد، «ارتباط عنصر لاينفك فرايند قصه‌گويي است. قصه‌گو بايد در لحظه از بازخورد مخاطب استفاده كند، ريتم قصه را لحن يا حتي رويدادهاي قصه را تغيير دهد. راستش كلاس و آموزش نمي‌تواند زياد مؤثر باشد. تجربه شخصي به من آموخته است توجه به ارتباط با مخاطب ذاتي است. كساني كه اكتسابي كار كرده‌اند ارتباطشان رباتي و از پيش تعيين شده است.»

جعفري در پاسخ به سئوال " با ظهور تكنولوژي‌هاي جديد ارتباطي آيا هنوز مي‌توان كودكان و نوجوانان را پاي قصه نشاند؟" اينگونه جواب داد: رقابت با تكنولوژي‌هاي كنوني سخت است اما قصه‌گويي يك ارتباط گرم است و مابقي رسانه‌ها نسبت به آن يك رسانه سرد حساب مي‌شوند. شايد بازيگر به دوربين زل بزند اما مخاطب حس نمي‌كند كسي با او چشم در چشم شده است. عمق نگاه قصه‌گودر چشمان مخاطب را كدام رسانه دارد؟ قصه‌گويي آرماني براي من قصه‌گويي با همه حواس است. من در سه قصه آش سنگ، كاچي بي‌بي سه‌شنبه و لاكي غرغرو از حس چشايي هم استفاده كردم. به مخاطب آش نذري و كاچي دادم.

در قصه لاكي غرغرو، چون قصه مربوط به سنگ‌پشت‌ها بود  با اهداي شكلات‌هاي سنگ مانند به بچه ها، شروع كردم. وقتي همه حواس مخاطب را به كار بگيريم و فضا را ايجاد كنيمديگر نه تصوير سه بعدي وصداي دالبي رقيب قصه‌گوست نه بازي‌هاي كامپيوتري

بيشتر